بديهيات حقوق

گفتيم هر علمي بديهياتي دارد كه زيربناي علوم نظري و اكتسابي آن است و همه علوم نميتواند اكتسابي باشد زيرا هميشه به
وسيله معلوم، مجهول كشف ميشود بديهيات هر علم زيربناي قضاياي نظري آن است. در حقوق طبيعي هم سخن ما اين است
كه عقل، از امور بديهي، كه اقتضاء طبيعت امور است (و همه عاقلان بعد از تصور صحيح، بر آن تصديق ميكنند) قضايايي را بدست
ميآورد كه اين قضايا و حقوق، زير بناي مراتب بالاتر خود قرار ميگيرند و نظريات حقوق و حقوق قراردادي بر اساس آنها پي ريزي
شده اند. اين «قضاياي بديهي عقلي» همان «حقوق طبيعي بديهي» ناميده ميشوند
پس «حقوق وضعي» بر اساس «حقوق طبيعي» است و بعبارت ديگر حقوق عرضي و غير ذاتي بر اساس حقوق ذاتي است
وقراردادها بايد با حقوق طبيعي كه عقلي است سازگار باشد و هر سيستم «حقوقي وضعي» كه مخالف با «حقوق طبيعي» باشد
غلط است.
رواقيان ميگويند: قراردادهاي مضر يا غلط، مثل قرار داد و قوانين دزدها است كه بين خود ميگذرانند هر چند همه آن را قبول كنند
عقل آن را درست نميداند و در نظر عقل، هيچ حقي ايجاد نميكند.
نتيجه اين كه «حقوق طبيعي بديهي» همانا پيش فرض هر قرار دادي است و نميتوان گفت اين پيش فرضها هم قراردادي است كه
به دور و تسلسل محال ميانجامد كه توضيحاش گذشت.
توضيحي بيشتر راجع به فرق «قانون طبيعي تجربي» و «حقوق طبيعي عقلي»
توضيح اين كه «قانون طبيعي» در باره «هستها» است و«حقوق طبيعي» در مورد چيزي است كه «نتيجه آن» «بايدها» است و به
عبارت ديگر «قانون طبيعي» از «علوم تجربي» است و راه بدست آوردن و كشف آن حس است اما «حقوق طبيعي» همچون
رياضيات از «امور ماقبل تجربي» و راه كشف آن عقل است كه اگر هيچ دائرهاي واقعي در جهان وجود نداشته باشد باز مركز دايره 360
درجه است يا زواياي داخلي مثلث 180 درجه است اگر چه مثلث واقعي در خارج و جهان وجود نداشته باشد و اگر همه انسانها
دروغ بگويند باز راستگويي خوب است
تفاوت رياضيات با حقوق طبيعي
فرق رياضيات با حقوق طبيعي اين است كه رياضيات بر فرض وجود موضوعش در خارج محقق ميشود يعني به فرض اگر در خارج
مثلث حقيقي پيدا شود، در خارج، مجموع زواياي داخلي آن 180 درجه خواهد بود و غير آن نيست. اما حق در خارج نيست يعني
اصلا وجود خارجي براي حق معني ندارد بلكه حق، حكم عقل است تنها متعلق حق است كه در خارج وجود دارد مثل مادر و نوزاد،
كارگر و دست رنج و... و ممكن است نوزاد را مادر رسيدگي كند و يا مادر را از حق حضانت محروم نمايند ولي مادر حضانت را انجام
دهد و يا از آن محروم شود، عقل اين حق را براي او ثابت ميداند.
اصلهاي نخستين علم حقوق
با توضيحاتي كه در مورد حقوق طبيعي داده شد بهتر است «حقوق طبيعي» را «اصلهاي نخستين حقوق» بناميم. هيچ علمي
بدون معلومات قبلي شكل نميگيرد؛ اگر همه چيز مجهول باشد و هيچ مقدمه معلومي در دست نباشد پيشرفت علمي نميتوان
نمود؛ همانند رياضيات كه امور نظري را از يك سري بديهيات بدست ميآورند؛ در علم حقوق هم «حقوق طبيعي بديهي» اصلهاي
نخستين علم حقوق است و چار چوب قراردادها و علم حقوق را تعيين ميكند و بر اساس حكم عقل است و اگر چنانچه بخواهيم
اينها را هم از قرارداد بدست آوريم دچار دور و تسلسل محال ميشويم.
سید محمد رضا علوی سرشکی