استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • پلورالیسم دیني از دیدگاه پایه گذاران آن  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • «پلورالیسم دیني» از دیدگاه پایگذاران آن :

    جان هیک انگلیسی:

    «ویلفرد کنتول اسمیت در اثر خویش راجع به «مفاهیم دین و ادیان» بیش از هر شخص دیگری، مسئول تغییری بوده است که تنها در خلال یک نسل، در شیوه ای که اکثر ما «حیات دین بشر» را درک می کنیم به وجود آورده است.
    وقتی با نگاهی متعلق به دوران قبل از کنتول اسمیت نگاه کنیم با شماری از تعینات یا ارگانیسم های تاریخی گسترده و با عمر طولانی مواجه هستیم که با نامهایی چون مسیحیت، هندوئیسم، اسلام، پودیسم و غیره خوانده می شوند.   »
    .... «زیرا باورهائی که هر دین به آنها اعتراف می کند
    باورهائی پیرامون خداوند و یا حقیقت غائی جهان است
    و هر یک از ادیان به شیوه خاص از نجات و رستگاری انسان می پردازد».
    ..... «و هر فرد دیندار نیز عضو یکی از این گروه های دینی ناسازگار و مانعه الجمع می باشد». 
    ....«زیرا هر جامعه دیني، معتقد است که نسخه نجات بخش او مبتنی بر حقیقت است».
    ..... «لیکن این نحوه نگرش به حیات دین بشر، به گونه ای که «به هستیمان متضاد بزرگ تقسیم شده و هر یک از آنها داعیه دین حقیقی بودن را داشته باشد»، تنها راه ممکن دیدن وضعیت دین بشر نیست. کنتول اسمیت، راه جایگزین را پیش روی ما قرار داده است».
    «زیرا اگر بپذیریم که نجات – آزادی انسانها، در درون همه سنتهای دیني بزرگ جهان، صورت پذیر است، پس چرا صادقانه نپذیریم که در بازتابهای نجات بخش انسانی در مقابل خداوند، گونه ای پلورالیسم وجود دارد ؟
    در این صورت پلورالیسم عبارتست از قبول این دیدگاه که تحویل و تحول وجود انسانی از حالت «خود محوری» به «خدا (حقیقت) محوری» به طرق گوناگون در درون همه سنتهای دین بزرگ جهان، صورت می گیرد.   »
    .... «که طی آن، زنان و مردان جهان، می توانند به نجات – رهائی و یا کمال، دست پیدا کنند.   »
    «این پیروان که در پرتو اطمینان و اعتماد به محبت خداوندی، زندگی می کردند از قید تعلقات و ملاحظات شخصی و خود محوری، رها شده و به عشق به همنوع می پرداختند.  »
    «بدیهی است که مسیحیت تنها دیني نیست که باید کشف کند تا چگونه از دیدگاه «خود محوری» به جانب موضعی «همگان محوری»، حرکت کند.  »
    خلاصه گفتار فلاسفه بلورالسيم ديني یکی این است که همچنانكه تاریخ گرایان و تجربه گرایان قرون جدید بر این تفکراند «با وجود اختلاف میان قضایای حقوقی و اخلاقي جوامع مختلف»، دیگر نمی توان حقوق و اخلاق را چیزی «ثابت» و  «تغییر ناپذیر» دانست

    دومین چیزی که ازگفتار فیلسوفان مزبور استفاده می شود اینکه دین : عبارت است از 1 - تحصیل اخلاق یعنی رهائی از «خودخواهی» به سمت «حق خواهی، خیرخواهی برای عموم» (و همگان خواهی بعبارت دیگر فلاح و رسیدن به کمال) كه همه اديان مردم را از خود خواهي به خدا خواهي و خير خواهي سوق مي‌دهند.
    سوم چيزي كه از گفتار اين فيلسوفان بلوراليسم ديني فهميده مي‌شود. اينكه تنها راه ممکن شناخت خدا همان «تجربه درونی» است و «تجربه درونی» نیز براساس تفکرات هر جامعه ای با جامعه، دیگر متفاوت است و نمی توان تجربه جامعه ای را حق، و تجربه جامعه دیگر را نامعقول و ناحق دانست و لذا باید صادقانه بپذیریم که همه ادیان بزرگ جهان، حق هستند و همه برای رسیدن به کمال (که همان تحول از خودخواهی به سمت حق خواهی و خیرخواهی برای عموم) کافی هستند که همان پلورالیسم دیني باشد.
    علاوه بر اینکه چون اصل وجود خدا ویا نوع شناخت خدا درهر جامعه با جامعه ديگر متعارض است و نيز وجود خدا، قابل اثبات عقلی نیست ناچار باید «آن شناخت تجربي خدا» را از قبیل «تمثیل و تشبیه و مجازگوی» بحساب آورد و همچون یک «اسطوره و افسانه» به تفسیر آن پرداخت.
    و با باز شدن راه تاویل و تفسیر در عقائد و خداشناسی می توان تمام اختلاف عقائد ادیان بزرگ جهان را از این طریق تاویل، حل کرد و از تضاد و تناقض با یکدیگر منحرف نموده و بسمت وفاق و همسوئی، رهسپار کرد.

    سید محمد رضا علوی سرشکی

     
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد