استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • فضیلت محوران (بخش چهارم)  
  • 1388-11-29 17:10:20  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • فضیلت محوران(بخش چهارم)



    كــانــت 1724 ـ 1804

    فقط يك بايسته وجود دارد و آن اين است كه: «تنها بر پايه آن آئينى رفتار كن كه مى‏خواهى (آن آئين) قانونى عام باشد»[1] (مى‏خواهى همه مردم بر طبق آن، رفتار كنند).

    توضيح: محور اصلى بحث كتاب كانت همان بخش دوم است كه در آن «معيار رفتار درست» را از رفتار نادرست، بيان كرده است آن معيار اين است كه «آنطور رفتار كن كه بخواهى رفتار و روش تو، قانونى عام براى همه بشريت باشد»[2].

    نقد و بررسى:

    جمله كانت مبهم بوده و حتى رفتار نسبت به خود را هم مى‏گيرد در حاليكه اين قانون كانت، نسبت به رفتار «خود»، عام نيست.

    قانون كانت تنها در محدوده بيان موارد مربوط به ظلم و عدالت نسبت به «ديگران» است كه مصداق عدالت نسبت به ديگران «آن رفتارى است كه دوست دارى ديگران و همه بشريت در پيش گيرند مثل تجاوز نكردن به حقوق ديگران و نيز نيكوكارى به ديگران و گذشت از اشتباهات آنان... كه انسان دوست دارد ديگران نسبت به او چنين باشند».

    اما اين قانون كه كانت آنرا معيار عام اخلاق بيان مى‏كند قانون عام اخلاق همه جا نيست بلكه تنها قانون عام اخلاق در برخورد با ديگران در شناخت مصاديق ظلم و عدالت است نه در شناخت مصاديق «فساد و دورى از فساد» مثل استفاده از مواد افيونى (كه آينده انسان را نابود مى‏كند) يا سوء استفاده‏هاى جنسى و امثال آن كه چه بسا مرتكبين فساد دوست دارند همه عالم مثل خودشان باشند و استفاده از شراب و مواد مخدر و افيونى و همجنس بازى و... قانونى عام گردد و شايد خودكشى هم وقتى جهان براى شخص، لذتى نداشته باشد از جمله همين مصاديق فساد باشد كه چه بسا مرتكب آن، دوست دارد قانونى عام براى بشريت باشد پس معيار كانت براى شناخت هر رفتار خوب اخلاقى از رفتار بداخلاقى، معيارى عام و همه جائى نشد همچنانكه اين معيار كانت اختصاص به ايجاد قوانين خالص اخلاقى مثل شناخت مصاديق عدالت و احسان و نيكوكارى اخلاقى ندارد بلكه هر قانون مفيدى براى جامعه را شامل مى‏شود چه قانون اخلاقى يا بهداشتى يا اقتصادى و يا سياسى و يا حتى مراعات قوانين ترافيك و راهنمائى و رانندگى را هم شامل مى‏شود زيرا انسان دوست دارد اينها قوانين عام باشد و همه به آن عمل كنند.

    «اگر از ما بپرسند كه چرا اعتبار عام قاعده ما بمنزله يك قانون، بايد شرط محدود كننده اعمال مان باشد و ارزش را كه به اين شيوه عمل، مى‏دهيم را بر چه بنيادى استوار ساخته‏ايم... نخواهيم توانست پاسخ رضايت بخشى به اين پرسشها بدهيم[3]».

    (همچنين در نمى‏يابيم كه چگونه ممكن است تا بدينسان عمل نمود يا از چه رو است كه قانون اخلاقى تعهد آور مى‏شود)[4].

    «در واقع كاملاً ناممكن است كه تميز دهيم يعنى به طريقه پيشين قابل فهم سازيم: چگونه يك فكر، كه بخودى خود، در برگيرنده هيچ (يا عنصر) حسّى نيست مى‏تواند (دريافتى) احساسى از لذت و الم پديد آورد[5]».

    «در انجام اين كارها بايد هيچ انگيزه‏اى در ميان نباشد مگر آنكه همين مفهوم عالم معقول، خود، آنچنان انگيزه‏اى باشد تا خرد اصلاً به آن علاقمند شود. مفهوم ساختن و تفسير اين (مطلب) دقيقا همان مسأله‏اى است كه ما از حلّ آن ناتوان هستيم[6].

    سیدمحمد رضا علوی سرشکی


    [1]- بخش دوم كتاب ما بعد الطبيعه، اخلاق تاليف كانت.

    [2]- اما گفته ديگر كانت كه گفته «آنچه مطلقا خير است نيّت خير است» در اين گفته كانت،
    «نيت و اراده» كه هدف‏اش عمل است بيان شده و لذا اول بايد مشخص كرد كدام عمل خير است تا نيّت انجام آن، بشود نيّت خير ـ ولذا مهم، تعين معيارى براى رفتار خير و لذا ما در گفتار كانت تنها معيار رفتار خير را مورد نقد و بررسى قرار داديم و به نيت خير نپرداختيم.

    [3]- بخش دوم كتاب بنياد ما بعد الطبيعه اخلاق ترجمه فارسى ـ صفحه 110.

    [4]- يعنى اين قاعده كانت ريشه الزامات اخلاقى را روشن نمى‏كند.

    [5]- بخش دوم كتاب بنياد ما بعدالطبيعه اخلاق:
    اگر از ما بپرسند كه چرا اعتبار عام قاعده ما بمنزله يك قانون بايد شرط محدود كننده
    اعمالمان باشد و ارزش را كه به اين شيوه عمل، مى‏دهيم را به چه بنيادى استوار ساخته‏ايم ارزش كه آنقدر زياد است كه هيچ علاقه‏اى نمى‏تواند افزونتر از آن، باشد يا اگر باز هم از ما بپرسند چگونه است كه انسان تنها از اين راه، باور دارد كه ارزش شخصى خودش را حس مى‏كند كه در مقايسه با آن، حال خوشايند يا ناخوشايند به چيزى شمرده نمى‏شود، نخواهيم توانست پاسخ رضايتبخش به اين پرسشها بدهيم...
    همچنين در نمى‏يابيم كه چگونه ممكن است تا اينسان عمل نمود يا از چه رواست كه قانون اخلاقى تعهد آور مى‏شود.

    [6]- بخش دوم كتاب بنياد ما بعدالطبيعه اخلاق ترجمه فارسى، صفحه 136.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد