استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • نظام طبيعى در مكتب ارسطوئى  
  • 1388-12-04 14:54:45  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  

  • نظام طبيعى در مكتب ارسطوئى

    در وضع طبيعى ارسطو، افراد بشر در تصميم‏ها و اراده شان اكمل را بر غير اكمل هميشه ترجيح مى‏دهند و هرگز با عقل مخالفت نمى‏كنند بلكه بطور قهرى و اجبارى از عقل پيروى مى‏كند هر فرد انسان هميشه و در همه جا، اكمل را انتخاب مى‏كند، يعنى بهتر را و مارسيليو بر اساس همين گفته ارسطو[1] گفته، انسان نياز به دين و هدايت الهى ندارد و خود به كمك دانش تجربى و عقلش مى‏تواند خود را بطور كامل اداره كند و هميشه بهتر را انتخاب كند و زندگى سعادتمندانه داشته باشد بر همين اساس قانون طبيعى ارسطوئى بود كه هر فرد انسانى طبق نظام طبيعى اش هرگز كار خلاف عقل را انجام نمى‏دهد و با مراعات منطق‏اش هرگز اشتباه و خطا هم نمى‏كند و با توجه به اين دو نكته ارسطوئى نتيجه روشن است كه انسان در تكامل علمى و عقلى و سعادتش در اين دنيا نيازى به راهنمائى خداوند و فرستادن پيغمبران و راهنمايان الهى ندارد.

    نقد

    امّا ارسطو غافل از آنكه انسان در ميان گرايش غرائز و راهنمائى عقل، هميشه مختار و آزاد است مى‏تواند همچون حيوانات هميشه و همه جا دنبال غرائز برود حتى اگر به تجاوز به حقوق طبيعى‏ديگران منتهى شود و مى‏تواند همه جا دنبال عقل برود و دنبال غرائز تا جائى كه معقول است يا لحظه‏اى از اين و لحظه‏اى از آن پيروى كند تصميم با خود فرد انسانى است تا كدام راه را انتخاب كند و چگونه خود را بسازد اگزيستانيساليسم مكتبى است كه درباره آزادى اختيار انسان بسيار تحقيق كرده و حتى امتياز انسان از حيوان را به همين داشتن اختيار مى‏داند. در هر حال بقول راسل: «انسان معجونى است از فرشته و حيوان بلكه از فرشته و شيطان تا كدام را انتخاب كند وخود را چگونه بسازد».

    در هر حال تفسير ارسطو از قانون طبيعى انسان بسيار ساده لوحانه است اگر انسان هميشه انتخاب اكمل مى‏كند پس انسان‏هاى جنايتكار از كجا آمده‏اند و چه نيازى به حكومت و قانون جزاء و مجازات و دادگاه است و لذا مكتب ارسطوئى، مكتبى كاملاً باطل شده در مجامع علمى شناخته مى‏شود.

    وضع طبيعى در مكتب هابز (1588 ـــــ 1671):

    اما دقيقا بعكس نظر خوشبينانه بيحساب ارسطو نظر بدبينانه هابز است كه وضع طبيعى را به وضع طبيعى جنگ تعبير مى‏كند و مى‏گويد «انسانها» قبل از تشكيل حكومت، در حال جنگ زندگى مى‏كردند يعنى در «حالت طبيعى بدون داشتن جامعه سياسى و حكومت»، هميشه بشرها در جنگ و ستيزه با همديگر بودند و بخاطر خارج‏شدن از اين نظام (هميشه در حال جنگ بودن) به قرارداد اجتماعى و تشكيل حكومت دست زدند. (هابز بهترين نوع حكومت راحكومتى‏استبدادى‏سلطنتى‏مى‏داند).

    رد نظريه هابز:

    اولاً اين تفسير زياده از حد بدبينانه و تخيلى است زيرا حيوانات هم در ميان نوع خود در حالت جنگ نيستند بلكه هر نوع با افراد نوع خود بطور عادى و مسالمت‏آميز زندگى مى‏كند و لااقل در حال جنگ دائم نيست حتى گرگان در ميان خود يا پلنگان در ميان افراد خود و حتى شيران در ميان افراد خود در حال جنگ نيستند با آنكه از درندگانند چه رسد به هر نوع پرنده‏اى در ميان افراد خود و يا چرندگان در ميان افراد خود و يا حشرات در ميان افراد خود هرگز در حالت جنگ نيستند چه رسد به افراد انسان با همديگر. ثانيا الان دولت‏ها در جهان بدون حكومت جهانى بطور مسالمت‏آميز با هم زندگى مى‏كنند و جنگ در مواردى استثنائى است در حاليكه بنابر نظريه هابز دولت‏ها قبل از تشكيل حكومت جهانى مى‏بايست دائما در حال جنگ باشند (چون به نظر هابز، انسان بدون حكومت با هم در حال جنگ‏اند).

    سید محمد رضا علوی سرشکی



    [1]- تاريخ فلسفه سياسى، تأليف پازرگاد.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد