كلبيون: (ديوجانس كلبى متوفاى حدود 323 ق.م)

از بعضى عبارات ديگر سقراط در آثار افلاطون استفاده مىشود كه سقراط «كار بجا» را كارى كه بانظام طبيعت و در نتيجه با حقوق طبيعى همراه است تفسير مىكند. كه بعضى شاگردان همچون انتى تنس و شاگردان شاگردانش همچون «ديوجانس» پايگذار مكتب كلبيون زندگى بر اساس نظام طبيعى را بغلط همچون حيوانات زندگى كردن فهميده بودند و لذا ديوجانس به انكار نظام سياسى و اقتصادى و حتى بانكار نظام خانواده پرداخت و همچون سگان ولگرد هر چه مردم برايش مىآوردند مىخورد و منفرد و بدون خانواده در كنار كوچهاى مىنشست در تابستان به نظاره طبيعت و در زمستان در نور آفتابخود را گرم مىكرد.
نقد:
غافل از آنكه يك چنين زندگى مناسب «نظام طبيعت انسانى» نيست جانداران بعضى زندگى انفرادى و بدون تشكيل جامعه دارندهمچون جانوران پست مثل كرمها و... ولى بعضى ديگر داراى جامعه خانوادگى هستند همچون مورچه و موريانه و زنبور عسل و انسان كه بخاطر داشتن عقل در راس اعلاى جانداران قرار دارد علاوه بر داشتن جامعه كوچك خانواده، داراى جامعه سياسى (كه جامعهاى بزرگتر از جامعه خانوادگى و حتى بزرگتر از جامعه فاميلى و ملوك الطريفى است) مىباشد. علاوه بر آنكه طبيعت انسان بر خلاف طبيعت حيوانات بطور طبيعى همساز محيط نيست چنانچه حيوانات با داشتن پوستى ضخيم و با پشم و يا پَر، مىتوانند زمستان و تابستان خود را از سرما و گرما حفظ كنند و بر روى هر زمين زبر و ناهموار و خشن بخوابند و با داشتن معدهاى قوى هر غذائى را هضم نمايند اما انسان چنين نيست. و براى تامين نيازهاى گسترده زيستى اش باز نيازمند به همكارى با بقيه افراد بشر و تشكيل جامعه و نظام سياسى است.
زيرا اولاً انسان نيازمند زندگى خانوادگى است و لا اقل در اجتماع زندگى كردن كه خود ديوجانس هم نتوانست برود در كوه و بيابان زندگى كند بلكه در داخل جامعه باقى ماند و از غذاهاى اضافى آنان استفاده مىكرد اما اگر همه بشرها مىخواستند همچون ديوجانس دست از كار بكشند و زندگى انگلى داشته باشند امكان نداشت.
علاوه بر آنكه هواى معتدل اروپا براى شخص قوى البنيه همچون سقراط و ديوجانس ممكن بود با يك پيراهن و يا بدون آن زندگى كنند اما اين امكان در همه جهان براى همه ممكن نيست كه همچون حيوانات در هر شرائطى در كوه و دشت و صحراى خط استواء، گرفته تا سيبرى و مناطق قطب بدون خانه و لباس براحتى زندگى كنند، اين اختلاف انسان با حيوانات در نظام خلقت و طبيعت آنان است و «زندگى طبيعى» كردن خوب است يعنى «زندگى طبيعى كه مخصوص انسان است» نه اينكه زندگى طبيعى مخصوص سگ يا بعضى از حيوانات ديگر كه ديوجانس از گفتههاى سقراط چنين برداشت غلطى كرده بود (زندگى سگ و بقيه حيوانات).
سید محمد رضا علوی سرشکی