استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • كلبيون  
  • 1388-12-09 16:20:41  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • كلبيون: (ديوجانس كلبى متوفاى حدود 323 ق.م)

    از بعضى عبارات ديگر سقراط در آثار افلاطون استفاده مى‏شود كه سقراط «كار بجا» را كارى كه بانظام طبيعت و در نتيجه با حقوق طبيعى همراه است تفسير مى‏كند. كه بعضى شاگردان همچون انتى تنس و شاگردان شاگردانش همچون «ديوجانس» پايگذار مكتب كلبيون زندگى بر اساس نظام طبيعى را بغلط همچون حيوانات زندگى كردن فهميده بودند و لذا ديوجانس به انكار نظام سياسى و اقتصادى و حتى بانكار نظام خانواده پرداخت و همچون سگان ولگرد هر چه مردم برايش مى‏آوردند مى‏خورد و منفرد و بدون خانواده در كنار كوچه‏اى مى‏نشست در تابستان به نظاره طبيعت و در زمستان در نور آفتابخود را گرم مى‏كرد.

    نقد:

    غافل از آنكه يك چنين زندگى مناسب «نظام طبيعت انسانى» نيست جانداران بعضى زندگى انفرادى و بدون تشكيل جامعه دارندهمچون جانوران پست مثل كرم‏ها و... ولى بعضى ديگر داراى جامعه خانوادگى هستند همچون مورچه و موريانه و زنبور عسل و انسان كه بخاطر داشتن عقل در راس اعلاى جانداران قرار دارد علاوه بر داشتن جامعه كوچك خانواده، داراى جامعه سياسى (كه جامعه‏اى بزرگتر از جامعه خانوادگى و حتى بزرگتر از جامعه فاميلى و ملوك الطريفى است) مى‏باشد. علاوه بر آنكه طبيعت انسان بر خلاف طبيعت حيوانات بطور طبيعى همساز محيط نيست چنانچه حيوانات با داشتن پوستى ضخيم و با پشم و يا پَر، مى‏توانند زمستان و تابستان خود را از سرما و گرما حفظ كنند و بر روى هر زمين زبر و ناهموار و خشن بخوابند و با داشتن معده‏اى قوى هر غذائى را هضم نمايند اما انسان چنين نيست. و براى تامين نيازهاى گسترده زيستى اش باز نيازمند به همكارى با بقيه افراد بشر و تشكيل جامعه و نظام سياسى است.
    زيرا اولاً انسان نيازمند زندگى خانوادگى است و لا اقل در اجتماع زندگى كردن كه خود ديوجانس هم نتوانست برود در كوه و بيابان زندگى كند بلكه در داخل جامعه باقى ماند و از غذاهاى اضافى آنان استفاده مى‏كرد اما اگر همه بشرها مى‏خواستند همچون ديوجانس دست از كار بكشند و زندگى انگلى داشته باشند امكان نداشت.
    علاوه بر آنكه هواى معتدل اروپا براى شخص قوى البنيه همچون سقراط و ديوجانس ممكن بود با يك پيراهن و يا بدون آن زندگى كنند اما اين امكان در همه جهان براى همه ممكن نيست كه همچون حيوانات در هر شرائطى در كوه و دشت و صحراى خط استواء، گرفته تا سيبرى و مناطق قطب بدون خانه و لباس براحتى زندگى كنند، اين اختلاف انسان با حيوانات در نظام خلقت و طبيعت آنان است و «زندگى طبيعى» كردن خوب است يعنى «زندگى طبيعى كه مخصوص انسان است» نه اينكه زندگى طبيعى مخصوص سگ يا بعضى از حيوانات ديگر كه ديوجانس از گفته‏هاى سقراط چنين برداشت غلطى كرده بود (زندگى سگ و بقيه حيوانات).

    سید محمد رضا علوی سرشکی

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد