سقراط پايه گذار فلسفه اخلاق فضيلت محور

سقراط 469 ق م ــــــ 399 ق م:
نخستين فيلسوفى كه بطور مفصل و گسترده درباره خوبى «عدالت و نيكوكارى» و بدى «ظلم و فساد»، بحث كرد سقراط فيلسوف يونانى در قرن پنجم قبل از ميلاد بود.
سقراط بطور مفصل روشن كرد كه عدالت رفتارى بجا است و هر رفتارى در جاى خود زيبا است و هر زيبائى دوست داشتنى است يعنى خوب است و عدالت را به شهر منظمى تشبيه كرد كه هر عضوى در آن، كار مناسب و مربوط به خود را انجام مىدهد مثلاً كشاورزان كار خود را و صنعت گران كار خود را و سربازان كار مربوط به خود را و معلمان و دانشمندان هم كار مربوط به خود را انجام مىدهد و عاقلترين و لايقترين افراد نسبت به رهبرى يعنى فيلسوفان با تقوا و عادل، كار رهبرى شهر را انجام مىدهند همچنانكه در روان روح يك انسان عادل هم، عقل كه بالاترين عضو است كار رهبرى غرائز را به انجام مىرساند.
و نيز سقراط مى گويد كه:
1 ـ بعضى چيزها ذاتا دوستداشتنىاند مانند خوشى و راحتى و تندرستى گرچه هيچ اثرى ببار نياورند.
2 ـ بعضى چيزها ذاتا دوستداشتنى نيستند بلكه بخاطر آثار و نتائج مفيدشان دوستداشتنىاند مثل كارهاى دردناك و پر زحمت كه نتائج خوبى دارد.
3 ـ بعضى چيزها، هم خودشان ذاتا دوستداشتنىاند و هم نتائج خوبى ببار مىآورند مثل خردمندى و بينائى، تندرستى، حال عدالت هم از همين چيزهائى است كه هم ذاتا خوب است و هم آثار مفيدى براى جامعه دارد يعنى «سقراط» مىگويد «عدالت» ذاتا خوب است نه تنها بخاطر نتائج مفيدش گرچه نتائج مفيدى هم دارد و عدالت را زيبا مىداند كه خودش بخاطر خودش هم كه شده دوست داشتنى است.
اينك به نقل عبارات سقراط مىپردازيم:
«سقراط: تصديق ميكنى عدالت همواره زيبا است».
پولوس: گمان مىكنم چنين است»[1].
سقراط: «والاترين و انجام پذيرترين روشها اين است كه انسان سلب آزادى ديگران نكند» بلكه بكوشد كه خود هر روز بهتر و خردمندتر گردد[2].
گوش فرا دار تا بگويم يا بهتر است سوالى كنم:
«اگر كسى با ديگرى پيمانى بست بايد بعهد خود وفا كند يا حق دارد نيرنگ پيش گيرد و از انجام تعهد سر باز زند؟
كريتون: البته بايد بعهد خود وفا كند»[3].
گلاوكن:.......... ما از ميان چيزهاى خوب
1 ـ بعضى را صرفا بخاطر خود آن چيزها دوست مىداريم نه بعلت نتائجى كه از آنها حاصل مىشود از قبيل شادى و اينگونه خوشيهاى بى ضررى كه انسان از آنها متمتع مىشود و اثرى ديگر از آنها باقى نمىماند.
2 ـ «بعضى خواستنىها هست كه هم بخاطر خود و هم بسبب نتائجى كه از آنها حاصل مىشود مطلوب ما مىباشند مانند خردمندى، بينائى و تندرستى اين گونه اعمال بهر دو خاطر خواستنى هستند».
3 ـ نوع سومى هم هست از قبيل ورزشهاى (سخت) بدنى و عمل به دستور پزشك و اشتغال به طبابت و حرفههاى سودمند ديگر كه خود آنها موجب ناراحتى است لكن از آنها فايدهاى به ما مىرسد و تمايل ما نسبت به اينها بخاطر خودشان نيست بلكه بعلت پاداش و نتائجى است كه از آنها عايد ما مىشود حال سقراط تو عدالت را از كدام يك از اين سه نوع ميدانى؟
سقراط: «عدالت از زيباترين نوع است يعنى در زمره آن خواستنىهائى است كه هم بخاطر خود و هم بخاطر نتائجى را كه از آن، عايد ما مىشود مطلوب جويندگان سعادت مىباشد»[4]. (يعنى مانند خردمندى، سلامتى و بينائى است كه هم خودشان خوب اند و هم نتائج و ثمرات خوبى را مىتوانند ببار بياورند).
سقراط: گفتم بنابراين آنگاه كه كسى تشنه باشد يعنى تشنه مجرد بايد گفت كه آرزوئى بجز آشاميدن ندارد و همه ميل و طلب او همين است پس اگر در شرائطى كه براى او آب ضرر دارد نفس را از رفع تشنگى (آب خوردن) منصرف كند دليل بر آن است كه در نفس انسان اصلى وجود دارد غير از اصلى كه عطش را تحريك و انسان را مثل يك حيوان بطرف آب مىكشاند زيرابطوريكه تصديق كرديم ممكن نيست كه اصل واحد در جزء واحد از خود نسبت به شيئى واحد آثار متضادى بوجود آورد.
اصلى كه بدين ترتيب در نفس انسان ظاهر و اينگونه نواهى از آن صادر مىگردد ناشى از عقل است و حال آنكه تحريك و ترغيب اين اميال، معلول حالات نفسانى و غرائز است. پس بايد متذكر باشيم كه شخص هم فقط آنگاه كه اجزاء نفس وى هر يك بوظيفه خود عمل كنند مىتوانند خود را عادل دانسته و بگويد كه بوظيفه خود عمل مىنمايد.
پس عقل منشأ حكمت و مامور سرپرستى نفس در كليه شئون آن است و نفس است كه بايد مطيع عقل باشد[5].
ته ئه تتوس: هستى از چيزهائى است كه «روح»، خود و بوسيله خود در مىيابد.
سقراط: همانندى و ناهمانندى و همانى و دگرى نيز از آن قبيلاند؟
ته ئه تتوس: آرى
سقراط: زيبائى و خوبى و بدى نيز؟
ته ئه تتوس: آرى خصوصا در مورد اين چيزها روح مستقيم و بى واسطه عمل مىكند بدين نحو كه آنها را در برابر يكديگر قرار مىدهد و......... مى سنجد[6].
ـ كتاب دوره آثار افلاطون ـ جلد دوم قسمت ميهمانى در بحث خوبى و بدى اخلاقى با آپولو دروس:
هيچ كارى به خودى خود نه زشت است و نه زيبا، مانند...... خوردن، سخن گفتن، بخودى خود زشت يا زيبا نيستند «زشتى و زيبائى هر كارى بسته به اين است كه آنرا چگونه بكنيم» اگر كارى را بنحو درست و زيبا انجام دهيم خود آن نيز زيبا خواهد بود و در غير اين صورت زشت. (ترجمه فارسى صفحه 428)
عشق ورزيدن نيز از اين قاعده بيرون نيست از اين رو هر عروس را نمىتوان ستود بلكه تنها عروسى زيبا است و در خور ستايش است كه ما را بر آن دارد كه به طرزى زيبا او را دوست بداريم عروسى كه با آفروديت زمين پيوند دارد خود نيز فرومايه و زمينى است.
ـ دوره آثار افلاطون ـ جلد سوم ـ در مباحثه سقراط با الكيبيادس:
سقراط: «هنگاميكه با كودكان بازى مىكردى از سخنانت چنان بر نمىآمد كه عدل و ظلم را مىشناسى زيرا بارها شنيدم به آواز بلند و اطمينان كامل مىگفتى كه اين يا آن كودك با تو به ناحق رفتار كرده و كودك بدى است». اگر نمىدانستى كه به تو ظلم كرده چنان نمىگفتى.
الكيبيادس: بخدا سوگند كه آن سخن از روى نادانى نبود بلكه مىدانستم كه به من ظلم شده است.
سقراط: پس معلوم مىشود در كودكى نيز معتقد بودى كه عدل و ظلم را مىشناسى.
الكيبيادس: «البته و به راستى مىشناختم»[7].
سید محمد رضا علوی سرشکی
[1]- آثار افلاطون جلد دوم در مباحثه سقراط با پولوس.
[2]- در ترجمه فارسى جلد اول صفحه 38.
[3]- جلد اول كتاب آثار افلاطون، در ترجمه فارسى، صفحه 58.
[4]- كتاب جمهور، اثر افلاطون، كتاب دوم، در ترجمه فارسى صفحه 92 ـ 91 در مباحثه
گلاوكن با سقراط درباره خوبى عدالت.
[5]- كتاب چهارم از كتاب جمهور افلاطون.
[6]- در ترجمه فارسى، ص 249 ـ 248، جلد پنجم آثار افلاطون در ترجمه فارسى، صفحه
2427
[7]- در ترجمه فارسى جلد سوم آثار افلاطون صفحه 638 ـ 637.