استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • نظريه‏ها در فلسفه اخلاق  
  • 1389-01-19 10:52:41  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  • نظريه‏ ها در فلسفه اخلاق


    فيلسوفانى كه به اصول تغييرناپذير اخلاقى همچون خوبى عدالت، احسان و صداقت و وفاى بعهد و... معتقدند به دو دسته تقسيم مى‏ شوند:
    الف ـ فيلسوفان فضيلت محور: كسانيكه براى اصول اخلاقى مانند خوبى عدالت و احسان و صداقت و وفاى بعهد و... اصالت، قائلند يعنى همانطور كه حفظ بقاء و دور كردن درد و رنج و جلب لذت و منفعت انگيزه نهائى بسيارى از رفتارهاى انسان است كه حيوانات هم با همين انگيزه‏ها رفتار مى‏كنند همچنين ايجاد عدالت و احسان بخاطر خوبى و مطلوبيت و دلپذيرى‏اش خود انگيزه‏اى نهائى در مقابل انگيزه‏هاى حيوانى گذشته است گرچه در مواردى كه ميان آن انگيزه‏هاى حياتى و حيوانى با اين انگيزه‏هاى اخلاقى تضاد در مقام عمل واقع شود و قابل جمع نباشد بعضى از مردم، خوشى حيوانى را انتخاب مى‏كنند حتى اگر به ظلم و رفتار ضد اخلاقى منتهى شود ولى بعضى ديگر در چنين مواقعى، اصول اخلاق را باز انتخاب مى‏كند و از عدالت و احسان و ايثار دست بر نمى‏دارند گرچه ادامه دادن راه عدالت در موردى موجب كم شدن لذائذ حيوانى آنها شود و يا حتى براى آنها رنج و مشقت ببار آورد و يا همچون سقراط حتى اگر بمرگ آنها تمام شود.
    ـ در هر حال اكثر فلاسفه اخلاق از سقراط گرفته تا بحال براى اخلاق اصالت قائل اند و همه انگيزه‏هاى انسان را منحصر در انگيزه‏هاى حياتى و لذائذ حيوانى نمى‏كنند و فضيلت را بالاترين مقام انسانى مى‏دانند همچون سقراط و سقراطيان مثل رواقيون و بسيارى از اباء كليسا و قبل از اينها همه انبياء و نيكوكاران بشريت و در قرون جديد نيز گروه زيادى همچون هوكر، سوارز، گروتيوس، دكارت، جان لاك، هيوم، كانت و ساير پيروان فعلى آنان و همه كسانيكه براى فضيلت ارزش اعلائى فوق ارزش‏هاى حيوانى قائلند و انسانهاى با فضيلت را برترين انسانها مى‏دانند (و انسانهاى بى فضيلت و بالاخص شرور را بدتر از حيوانات مى‏دانند) حال چه آنكه سرچشمه شناخت خوبى فضائل و بدى رذائل را عقل بدانند يا وجدان و يا حسّ اخلاقى و يا چيزهائى شبيه به اين‏ها لكن در اصل فضيلت محورى و اينكه «انگيزه فضائل»، انگيزه‏اى اصيل اند و از انگيزه‏هاى خود خواهى و پست حيوانى بدست نيامده‏اند همه با هم مشترك‏اند.


    ب ـ در مقابل گروه فضيلت محوران، گروهى ديگر قرار دارند كه انگيزه بشر را منحصر به انگيزه‏هاى خودخواهى مثلاً لذت‏طلبى، قدرت‏طلبى و حفظ بقاء مى‏دانند.
    حال خوشى‏طلبى خودخواهانه كه اپيكوريان بدان معتقد بودند يا فايده‏گرائى كه بنتاميان در قرون جديد به آن معتقد شدند و يا قدرت محوران كه محور همه انگيزه‏هاى بشر را منحصر در كسب قدرت مى‏دانند مثل هابز و... در هر حال اينان عدالت و نيكوكارى و صداقت و وفاى بعهد و... را نه ذاتا خوب مى‏دانند بلكه مى‏گويند بشرها بخاطر منافع شخصى‏شان اين فضائل را كه وسيله خوشى‏شان هستند مورد علاقه قرار مى‏دهند (همچنانكه اقدام مردم به خوردن دواء بخاطر نتائج مفيد آنها است كه مجبورند بخاطر رسيدن به آن نتائج، رنج كار و تلخى خوردن دواء را تحمل كنند و گرنه اگر به آن نتائج نياز شخصى نداشته باشند رنج كار كردن و تلخى خوردن دواء را هيچ تحمل نمى‏ كنند).

    سید محمد رضا علوی سرشکی

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    E-Mail :
     
    متن نظر :
    میانگین :
    %0
    تعداد امتیازات :
    0
    انتخاب گزینه :
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد