استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
جستجو :
موضوع :
انتخاب
موارد انتخاب شده :
   
 
فلسفه اخلاق پس از سقوط «فلسفه يونان»، در قرون جديد دوباره توسط فيلسوفانى همچون دكارت، جان لاك، ، هيوم، كانت و... در قرون 17و 18 مطرح شد
 
 63079
  •  1389-01-25
گفتار ذى مقراطيس و اپيكور و بهره جويان مبنى بر اينكه هدف انسانها در رفتارشان، جلب خوشى است گفتارى حق است اما .....
 
دوستى مانند علم و آگاهى از امور نفسانى و در درون انسان است كه از امور اضافى بوده و بدون متعلق هرگز محقق نمى‏شود
 
خوبى اخلاقى كه يك نوع از خوبى‏هاى بالذات و مطلق است ذاتا سزاوار دوست داشتن است عقلاً گرچه من به آن فعلاً علاقه‏اى نداشته باشم باز خوب است .
 
علاوه بر سوفسطائيان ، پوزيتيوسيت‏ها و بعضى از ملحدان از اگزيستانسياليست‏ها، منكر حسن و قبح واقعى براى گزاره‏هاى اخلاقى هستند
 
فيلسوفانى كه به اصول تغييرناپذير اخلاقى همچون خوبى عدالت، احسان... معتقدند به دو دسته تقسيم مى‏شوند:...
 
نظريه دموکریت درباره اينكه مردم دنبال خوشى مى‏روند (انگيزه رفتار منحصر در لذت‏ طلبى است) نظريه‏اى روانشناسانه است نه «اخلاقى »
 
نخستين فيلسوفى كه بطور گسترده درباره خوبى «عدالت و نيكوكارى» و بدى «ظلم و فساد»، بحث كرد سقراط بود
 
سقراط در همين مباحثه مى‏گويد: «مجازات براى ستمگر همچون دواء است كه مى‏تواند او را بيدار و متوجه و پشيمانش كند»
 
 61711
  •  1388-12-20
ارسطو در فلسفه‏ اش رفتار همه افراد جانداران و من جمله افراد انسان را بسمت كمال مى‏داند
 
 
  • تعداد رکورد ها : 33