استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • زمينه پيدايش پلوراليسم و نقد و بررسي آن  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  
    5deb97404d2f080ef8e30c2d4b755645.jpg - 185x280 - 9.67 kb

    زمينه پيدايش پلوراليسم و نقد و بررسي آن

    ـ در تصور پلوراليست ها، تنها «ظاهر دين»، مورد توجه قرار گرفته است و در تصور آنها دين به مجموعه اي از اعتقادات و اخلاقيات فردي تعريف مي‌شود که در همه اديان متعارف الهي و غير الهي، اعتقاد به امري قدسي و دستوارتي اخلاقي و مراسمي عبادي، وجود دارد پس نتيجه گرفتند که همه اديان با وجود تناقضات در عقائد و اخلاق و عبادات و مراسم شان در اين «صورت ظاهري»، مشترک هستند و دين واقعاً ما به الاشتراک فرهنگ هائي است که معروف به دين شده اند در حاليکه اگر دين واقعا حق به همين مابه الاشتراک هاي اديان موجود تعريف شود، نامعقول ترين گفتاري است که بشر تا بحال درباره دين، گفته است زيرا چگونه عقائد و رفتارهاي متناقض و گفتارهاي متناقض همه ميتواند حق و هدايت به واقعيات باشد حتي اگر دين را به اخلاقيات خلاصه کنيم در حاليکه طبق تعريف صحيح از «دين الهي» که گذشت «دين صحيح الهي» به اخلاقيات و عباات خلاصه نمي‌شود بلکه فرهنگ جامع و کامل در زندگي بشر است و لذا بخاطر چنين تصوري تناقض آميز و خطاء از دين بود که يکباره پوزيتيويست ها دين را از موهومات دانستند که انتظار حکايت از واقعيت و حقيقت از آن، نبايد داشت و در نتيجه پوزيتيويست ها با پيروي از حس گرايي مطلق نه تنها ريشه دين بلکه ريشه اخلاق و فضيلت را زدند و بالاخره حتي در توجيه علوم تجربي درمانده شدند يعني نتيجه تحريف و ضعف اديان تحريف شده مسيحيت و يهوديت، پيدايش تعريف هاي غلط از دين و افتادن بعضي در الحاد يا افتادن در تحجر و سردرگمي و مکاتب جديد شد در حاليکه اگر همچون اسلام، داراي کتابي تحيف نشده و فرقه اي منحرف نشده از اسلام ناب و خالص همچون مذهب شيعه و پيروان عترت (که نظام امام خميني از آنها است) بودند که با داشتن قرآن و پيشوايان منصوب و معصوم از طرف خدا، که برناه کاملي براي چگونه زندگي کردن بشر دارند، متوجه ميشدند که انبياء بحق الهي با آوردن برنامه هاي زندگي و رهبري الهي، توسط آنها، جبران کنندگان آن دو نکته ضعف بشراند و هدف حاضر و فعلي و مستقيم دين الهي در درجه اول، انسان سازي و اصلاح کامل زندگي دنيايي او از هر جهت است که علاوه بر آن، خداوند به پيروان اين برنامه اش (که نيکوکاران باشند) در آخرت نيز، زندگي خوبي عطا ميفرمايد و چنين فرهنگي الهي و جامع و کامل و مطابق با واقع از هر جهت، به جز در يک دين نمي‌تواند باشد.

    سید محمد رضا علوی سرشکی
     
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد