استاد علوي سرشکي
ArticleIDPicAddressSubjectDate
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • تصور شلينگ از وحدت وجود  
  • ارسال به دیگران
  •  
  •  
  •  

     


     تصور شلينگ:

    shiling.png - 180x208 - 37.90 kb


    آقاي <شلينگ>‌، در پايان عمرش مخالف وحدت وجود شد؛ اما تنها اشتباه او اين است كه مي‌گويد: «ما، داخل خدا هستيم»؛ آنجا كه از پولس نقل مي‌كند: <پولس قديس، ما را آگاهانده است كه ما در خدا زيست ميكنيم >.

    نقد: نه ما داخل خدا هستيم و نه خدا داخل ما است. خدا نه در مكان است و نه در زمان. چون خدا، خالق زمان و مكان است. در ن
    كاني است؛ اما خدا داخل زمان و مكان نيست. فوق آنها است. خالق آنها است؛ در نتيجه در مورد خدا، داخل و خارج معني ندارد. اگر خدا خالق جهان وخالق زمان و مكان است كه واقعاً هم چنين است، چگونه ممكن است خودش داخل مخلوق‌ خودش باشد؛ مثل اينكه گفته شود: مادري داخل شكم فرزندش است؟!

     كسي از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام پرسيد: ما داخل خدا هستيم، يا خدا داخل ما است؟ حضرت فرمود: آيا تو داخل آيينه هستي، يا آيينه داخل تو است؟

    آنچه از كلام حضرت سيد الموحدين امير المؤمنين علي بن ابي طالب استفاده مي‌شود، اين است كه ايشان نيز از مخالفان «وحدت وجود»، و نيز مخالف نظر آنان كه مخلوقات را داخل خدا مي‌دانند، بوده است.

    خدا، خالق «جهان و زمان و مكان» است و فوق همه آنها؛  زيرا نمي‌تواند خالق مخلوقات، خودش داخل مخلوقاتش باشد.
    خدائي كه از طريق ايجاد صدا با موسي تكلم كرد و با وحي با ساير انبياء، ممکن نيست همان خداي ارسطو باشد. خداي ارسطوئي تنها خالق محرك اول يا تنها خالق صادر اول است. لذا خداي ارسطو، نمي‌تواند با بندگان مستقيما تكلم كند. خداي حقيقي، خداي وحدت وجودي‌ها و اشراقيان و افلاطونيان هم نيست. چرا كه «خداي وحدت وجودي‌ها» در خود، تناقض دارد.

    تصور ارسطويي و افلاطوني نسبت به خدا همان‌قدر، متناقض است كه تصور عوام در خود، متناقض است، وقتي عوام، خدا را به كسي تشبيه مي‌كنند كه همچون انساني در آسمان بر عرش نشسته و محتاج مكاني است كه خود آن را خلق كرده.

     
     
  • فایلهای مرتبط
  • فایل
    عنوان
     
     
     
     
    مقدمه (خداشناسي، مقدمه ای برای شناخت دین کاملا الهی) نتيجه عملي خداشناسی برای استفاده از «دین الهی» است پس در واقع عملاً نتيجه خداشناسی به «شناخت دین واقعاً الهی» برمي گرددانسان شناسی (بخش نخست) امتیاز انسان از حیوان، تنها به «داشتن قدرت تعقل» نیست بلکه با «نداشتن بسیاری از چیزهای دیگر» نیز همراه است انسان شناسی (بخش دوم) انسان، روش زندگی کردن خود را به طور غریزی نمی داند و لذا نیازمند آموزش است و این آموزش در دو قسمت استضامن اجرای روش چگونه بايد زیستن انسانها در اجراء حقوق و قوانین و اخلاق نیک نوعاً نظر به حکومت‌ها دارند و گویا آنها را ضامن اجراء کافی دستورات لازم الاجراء می دانندخلاصه انسان شناسی آن طور که جان لاک و فیلسوفان دیگر هم گفته اند عوامل اجراء حقوق و اخلاق در انسانها عبارتند از : نیت «خیرخواهانه و حق خواهانه» که بسیار کم و ضعیف است آموزه چگونه بايد زیستن ارزشی مهمترین عامل در تحول بشریت همیشه «مذهب» بوده است که در هر تاریخی در دنیا انسانها را بین خودشان پیوند می دهد و در نتیجه بجامعه نظم و تعادل و سلامتی می بخشدمقدمه پیدایش روشن فكري در فرانسه حکومت به تنهايي و بدون مذهب عدالت کامل را نمی تواند برقرار کند و نیاز به ایمان بخدا و دین، غیر قابل انکار استآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش نخست) آگوست کنت می گوید«وقتی بشر از دین و روحانیت واقعی دور شود بسمت وحشی گری روی می آورد». و این نیست مگر بخاطر رشد تفکرات حس گرایانه و ماده گرایانهآموزه‌هاي چگونه بايد زيستن نفع گرايانه (بخش دوم) مطالعات بعمل آمده نشان می دهد که «کمبود یا فقدان عاطفی والدین»، مهمترین عامل مشترک در سوابق این نوجوانان بزهکار بوده است«ضمانت های اجرائی» آموزه های چگونه بايد زیستن راسل :تمام رفتار سیاسی سیاستمداران را با این اصل «قدرت طلبی»، می توان تحلیل کرد